سيد محمد دامادى
60
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
رحمت حق واقع مىگردد سپس ضمن معرّفى فرمود : « من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه و موالاته من اللّه عزّ و جلّ أنزلها علىّ » [ هر كس من مولا و فرمانرواى او هستم اين على مولاى اوست و فرمانروايى او را خداى تعالى بر من نازل فرموده است ] آنگاه فرمود : « اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه . . . » « بار خدايا دوست بدار هر كس كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كس را كه او را دشمن دارد . . . » گفتنى است كه بيش از سيصد و پنجاه تن از محدّثان عامّه ، حديث « غدير » و نصب على ( ع ) به خلافت پس از رسول خدا را نقل كردهاند كه اسناد آن به بيش از يكصد و ده تن اصحاب رسول خدا ( ص ) مىرسد . « حسّان بن ثابت » شاعر معروف به « شاعر النبّى » نيز از پيامبر ( ص ) اجازه خواست و اشعارى در اين زمينه سرود كه در كتابهاى تاريخى نقل شده است و پيامبر ( ص ) با ايراد سخنرانى مذكور - شعائر اسلامى را كامل ساخته ، رسالت خويش را به بهترين صورت ممكن ، بانجام رسانيده و به مدينه بازگشت . 29 - بيمارى پيامبر ( ص ) پس از آن كه پيامبر از حجّ به مدينه بازگشت سه روز بيمار شد و چون بيمارى وى شدّت يافت با اجازهء ديگر زنان به منظور پرستارى از وى در خانهء عايشه ماند . و چون بيرون آمدن از خانه ، براى برگزارى نماز برايش دشوار گرديد . گفت به ابو بكر بگوييد كه با مردم نماز بخواند . آنگاه در حالى كه بر على ( ع ) و فضل تكيه داده و عبّاس پيشاپيش وى راه مىپيمود - از خانه بيرون آمد و در حالى كه سر خود را بسته بود و پاهاى خود را از ناتوانى بر زمين مىكشانيد ، خود را در نخستين پلهء منبر جاى داد . مردم به شوق و شور آمدند ، او بر خداى ، درود و ستايش فرستاد و آنگاه گفت : « اى مردم . خبر يافتهام كه شما از مرگ پيامبرتان بيمناكيد . آيا پيش از من پيامبرى جاودان زيسته است كه من هم جاودان باشم ؟ بدانيد كه من و شما به خداى خويش خواهيم پيوست . به شما رفتار مطلوب با نخستين مهاجران را بسيار سفارش مىكنم و به مهاجران نيز اندرز